فناوری و تکنولوژی , سردرگمی​های اخلاقی انسان را افزایش داده است

فناوری و تکنولوژی , سردرگمی​های اخلاقی انسان را افزایش داده است

آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

فناوری, سردرگمی​های اخلاقی انسان را افزایش داده است

۱ – تکنولوژی زندگی را ساده کرده است. اگر زندگی کردن شامل مجموعه‌ای از نیازها و خواسته‌ها و تلاش برای برآورده کردن آنها باشد، آنگاه سخن درستی است، رای به ساده شدن زندگی زیر سایه تکنولوژی. بالا رفتن رفاه و کیفیت زندگی در حضور تکنولوژی در همه سطوح دیده می‌شود؛ حمل و نقل، ارتباطات، فراهم شدن فرصت برای ارائه دیدگاه‌های خود، خلاقیت، حتی اداره و اصلاح جامعه از طریق ابزار ارتقاء یافته با تکنولوژی به کامل‌ترین و سهل‌ترین حالت خود رسیده است.

اتومبیل‌های امروز دارای امکانات و ابزارهایی فراتر از خود هستند. امروز می‌توان در یک اتومبیل زندگی کرد. امنیت امروزین اتومبیل‌ها بسیار فراتر از مدل دیروزی است. از سوی دیگر، تکنولوژی بسیاری از چیزها را ارزان کرده است. ابزاری که روزگاری گران و متعلق به عده‌ای خاص بودند، اینک در تولید انبوه، ارزش برتر اقتصادی خود را از دست داده‌اند. تلفن همراه ، نمونه ملموسی از همین ابزار است که در طول زمان از یک امکان و وسیله‌ باارزش اقتصادی ویژه برای آدم‌های خیلی ثروتمند به وسیله‌ای روزمره و همگانی تبدیل شده است.

روابط انسانی در روزگاران گذشته یا از طریق دیدار حضوری میسر بود یا از طریق نامه. راه‌های دور دیدار را گاه بسیار سخت می‌کرد و نامه خود شیوه‌ دشواری برای ارتباط بود که علاوه بر نیاز به مهارت نوشتن، همیشه می‌توانست با خطر نرسیدن همراه باشد، اما امروز با گسترش حمل و نقل در انواع زمینی، زیرزمینی، هوایی، دریایی (و شاید گونه‌هایی دیگر) دیدار یکدیگر با وجود راه دور سهل شده است و از سوی دیگر شبکه‌های اجتماعی و تکنولوژی‌های ارتباطی آنقدر وسیع و سهل‌الوصول شده است که ایجاد ارتباطات جدید در آن فضای مجازی یا ارتباطات قدیمی را زنده نگه داشتن، بسیار ساده است. با این حساب تکنولوژی رضایت از زندگی را در انسان بسیار ارتقاء داده است. آدم‌ها به سادگی به دست می‌آورند و به همان سادگی می‌توانند از دست بدهند. این ساده از دست دادن هم الزاما بد نیست، می‌توان با یک دکمه ارتباطی را قطع کرد، چیزی را فروخت و… .

۲- این نوع از زندگی اما برای همه ساده نیست، به این معنا که عده‌ای یا به سبب کم‌سوادی‌ یا سن زیاد یا دلایل شخصی دیگر که عدم تمایل هم می‌تواند جزئی از آن باشد، علاقه به برقراری ارتباط با تکنولوژی را ندارند. بسیاری اتومبیل‌های جدید را نمی‌فهمند و آنها را در برابر اتومبیل قدیمی دهه ۷۰ میلادی خود اسباب‌بازی می‌پندارند. برخی دیگر با کامپیوتر نمی‌توانند کار کنند و در نهایت تعجب در برابر استفاده از تلفن همراه سختی نشان می‌دهند، اما اگر تکنولوژی و آداب آن را یک فضای جدید تصور کنیم که آدم‌ها در آن غوطه‌ورند و زندگی می‌کنند و به همه شئون زیستی آنها نفوذ کرده است آنگاه آیا می‌توان گفت که آن آدم‌هایی که در برابر تکنولوژی مقاومت می‌کنند، بیرون از این فضای تنفسی، هوایی دیگر را زندگی می‌کنند؟ می‌توان چنین حکم کرد که جهان‌ این آدم‌های سمج با آداب تکنولوژی و ملزومات آن تغییر نکرده؟ به نظر می‌رسد پاسخ به این پرسش ساده نیست و نمی‌توان گفت که عدم استفاده از تکنولوژی به معنای عدم بهره‌مندی از آن به طور مطلق باشد.

بسیاری از ما عضو شبکه‌های اجتماعی مجازی نیستیم، اما سرعتی که امروز در استفاده از اخبار نصیبمان می‌شود ناشی از وجود چیزی به نام شبکه‌های مجازی است.

بسیاری از ما کار با رایانه را بلد نیستیم، اما برای گرفتن حقوق بازنشستگی یا دست‌کم مطمئن شدن از ریختن حقوق به حسابمان ناگزیر از استفاده از عابربانک هستیم که به نوعی با سیستم‌های رایانه‌ای در ارتباط است. همین مثال‌های ساده را بگیرید تا برسید به چیزهای پیچیده‌تری چون ادبیات، سرعت ارتباطات و مکالمات که ناشی از پیشرفت تکنولوژی و ظرفیت‌های افزایش یافته زمان به آن آغشته‌اند‌ یا فاصله زیادی که بین نسل‌ها به سبب تغییر پرسرعت نسل‌های تکنولوژی (نسل‌های تلفن همراه، آی‌پد، موتورهای انژکتوری و…) رخ می‌دهد که خودش مقتضیات ارتباطی و فکری خاص خود را ایجاد می‌کند. پس بدیهی است که قطع ارتباط با تکنولوژی و کمک‌های آن به معنای بیرون رفتن از آن فرهنگ و فضای زیستی ساخته شده توسط این ابزار نیست. دیگر زندگی کردن روزمره یعنی آغشته شدن به فرهنگ زاییده شده از تکنولوژی، حتی ناآگاهانه.

۳- بگذارید بخش سوم این نوشته را با یک مقدمه کوتاه درباره اخلاق آغاز کنم. بسیاری روزگار ما را روزگار افول اخلاق‌های کلی و مطلق می‌خوانند، روزگاری که در آن از اصول مدون، پیوسته و محکم اخلاقی خبری نیست، دستگاه‌های اخلاقی بزرگ جایشان را به اخلاق‌های فردی و جزئی داده است و موقعیت بر طرح‌ها و نظریه‌های کلان غلبه کرده است. درباره پست مدرنیسم ـ که گویا زمانه ما را چنین می‌نامند ـ می‌گویند که دوران یا وضعیتی است که در آن خرده چیزها بر چیزهای بزرگ و کلان غلبه می‌کند. جزئیات و تناقض‌ها بر کلیات و وحدت فکر و رفتار غلبه می‌کند. بین زندگی و اخلاق و فکر و خیلی چیزهای دیگر آدمی اختلاف می‌افتد.

با این تصور حال شرایط رفاه و رضایت تکنولوژی را هم در نظر بگیرید. شرایطی که آنقدر تغییر ایجاد کرده و در زندگی دگرگونی به وجود آورده که حتی بیگانگان با خود را به ملزوماتش دچار کرده است. با این وضع نسبت اخلاق با تکنولوژی به عنوان یک نوع زندگی جدید چیست؟

مثال‌هایی شاید دشواری پیش آمده را بهتر توضیح دهد. از سویی به واسطه تکنولوژی زندگی خصوصی آدم‌ها بشدت پیش چشم هم است، به قدری که تقریبا حفظ و حراست از حریم شخصی ناممکن به نظر می‌رسد، اما از سویی دیگر طرح‌های اخلاقی گذشته حفظ حریم خصوصی را محترم و حتی لازم می‌شمارد.

روان‌شناسی اخلاق آهستگی را محترم و درست می‌شمارد به این معنا که آهستگی در اعمال راه درست و متعادل انجام آنهاست. آهستگی در زمانه گذشته تعادل بخش عمل بوده است، اما تکنولوژی با درکی که از زمان و ارزش لحظات ایجاد کرده، عملا سرعت زندگی و عمل را هر روز بیشتر می‌کند، لذا آن توصیه به حق اخلاقیون و روان‌شناسان مبنی بر اهمیت آهستگی عملا به دشواری قابل اجراست. از این نوع مثال‌ها بیشتر هم می‌توان پیدا کرد، اما موضوع را همین دو مثال مشخص کرده است.

مساله این است که فقدان اخلاقی کلی و کلان، امکان پاسخ‌های دقیق و قابل تجویز اخلاقی را از زمانه ما گرفته است با این وضع بدیهی است که به راحتی نمی‌توان به دشواری‌های اخلاقی پاسخ داد. تکنولوژی هم که جهان را تغییر داده، اما اخلاق کلی و رفتارسازی را به جهان ارائه نکرده است. لذا سردرگمی اخلاقی انسان با توجه به تکنولوژی بسیار افزایش یافته، سردرگمی معصومانه‌ای که به دست خود انسان ایجاد شده، اما گویی که او خود دیگر کوچک‌ترین کنترلی روی آن ندارد. مدام اخباری از انتشار فیلمی خصوصی، شنود زندگی فردی شهروندان، مرگ‌های دلخراش و پوچ بر اثر ماجراجویی در سرعت، دل‌های شکسته بر اثر عشق به یک تصویر و سپس نفرت از تصویری دیگر از همان سوژه به گوشمان می‌رسد و اخلاق نگاه می‌کند و هیچ نمی‌گوید. در این میان آدم‌ها میان ارزش‌ها و واقعیات تضادی بیشتر از همیشه می‌بینند. گویی تنها راه یافتن آداب درست زیستن در اوج قدرت فرهنگی تکنولوژی، غوطه‌ور شدن در نهایت آن و تن به بطالت دادنش است و سپس سرخوردگی و برقرار کردن تنظیمی دوباره بین خود، اخلاقیات پذیرفته شده و تکنولوژی ساده ساز زندگی.

علیرضا نراقی

یک دیدگاه در “فناوری و تکنولوژی , سردرگمی​های اخلاقی انسان را افزایش داده است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *